العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

348

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

سؤال نموديم ، حضرت در جواب ما نوشتند ، از ايمان سؤال كردى ، خداى رحمتت نمايد ، ايمان اقرار به زبان ، و بستگى دل ، و عمل به اندام و جوارح است ، اجزاء ايمان بهم پيوسته‌اند ، و ايمان ( چون ) خانه دربسته‌ايست ، همچنين اسلام و كفر نيز ( مانند ) خانه است ، پس گاهى بنده خدا مسلمانست ولى مؤمن نيست ، ولى مؤمن نميشود مگر بعد از مسلمان شدن ، بنا بر اين اسلام قبل از ايمان و شرك اوست ، پس هر گاه بنده خدا ، گناه بزرگ يا كوچكى كه خداوند از آن نهى فرموده انجام دهد ، از ايمان بيرون و نام ايمان نيز از او برداشته مىشود ، و فقط نامش مسلمانست ، اگر بعدا توبه كرد و از خداوند آمرزش خواست ، دوباره به حال ايمان بازگردد ، و كافر نشود مگر با انكار يكى از ضروريّات يا گشودن حريم حق و تغيير قانون خدا ، مثل اينكه حلالى را حرام خواند يا حرامى را حلال داند ، در اين هنگام هم از اسلام و هم از ايمان بيرون و داخل كفر است و همچون كسى است كه بحرم آيد ، سپس درون كعبه رود و در كعبه نجاست كند ، و حكم چنين كسى آنست كه او را از كعبه و حرم بيرون نموده و گردنش را بزنند و از آن پس بدوزخ رود « 1 » . بيان : ( و الايمان هو الاقرار ) اين فرمايش ، تفسير كامل ايمانست و به اين مضمون اخبار زيادى هست كه پاره‌اى از آنها خواهد آمد ، و اصطلاح اهل حديث در باره ايمان ، همين است چنانچه مرحوم صدوق در كتاب هدايه فرموده ، و شيخ مفيد در كتاب المسائل ميفرمايد ، به نظر من آنهائى كه مسأله امامت را آشنا و بدان اقرار دارند و گناه كبيره هم ميكنند ، مؤمن هستند چون ايمان دارند به خدا و پيامبران و آنچه را كه پيامبران از جانب خدا آورده‌اند و فاسق هستند چون مرتكب گناه كبيره شده‌اند ولى آنها را مؤمن تنها يا فاسق تنها نگويم ، بلكه ميگويم مؤمن فاسق يا به عكس و در هر حال آنها را مسلمان ميدانم ، آنچه گفتم مطلبى است كه همه اماميّه قبول دارند مگر خاندان نوبخت كه در اين مسأله مخالف شده و مؤمن فاسق

--> ( 1 ) كافى ج 2 ص 27 .